تبليغاتX
بـــوی سنت

بـــوی سنت

راه باقیست...

به قطع هرگاه قرار سخن بر انقلاب اسلامی ایران باشد باید از حضور و رهبری مردی سخن گفت که بواسطه اجهاد درون و اعتماد به نفس بر خاسته از ایمان، به نقطه ای رسیده بود که به پیروزی نهضتش در جهان برون یقین داشت و در ابتدای راه، پایان ان را به وضوح می دید. او می گفت: «تصور نکنید که مبارزه ما یک سال و دو سال و سه سال طول می کشد، این مبارزه چند دهه ادامه خواهد داشت... مبارزه ما محدود به جلوگیری از تصویب یک قانون، تغییر یک وزیر و یا تغییر یک دولت نیست، مبارزه  ما برای فراهم آوردن زمینه ظهور حضرت بقیه  الله-ارواحنا له الفداء- است. از هم اکنون به شما بگویم نهضت ما سه مرحله در پیش دارد. مرحله اول، اسلامی کردن ایران است. بعد از نجات کشورمان، از آن به عنوان یک پایگاه برای نجات سایر کشورهای مسلمان استفاده می کنیم و این، یعنی اسلامی شدن بقیه کشورهای مسلمان، مرحله دوم نهضت ماست. و مرحله سوم این مبارزه، گسترش الگوی حکومتی اسلام به همه جهان است. در این مرحله و هنگامی که همه ملت ها با الگوی عدالت گستر و خداجوی اسلام  ناب آشنا شدند می توانیم به حضرت بقیه  الله عرض کنیم که جهان منتظر شماست».

خمینی(ره) با این نگاه راه را آغاز کرد و در بهمن 57 به پشتوانه ملت پرچم پیروزی اسلام ناب محمدی را در ایران برافراشت. این اتفاق در حالی رخ داد که جهان در یک نظام دوقطبی از تفکرات باطل تعریف شده بود و بخش قابل توجهی از شرق تحت سیطره تفکر و نگرش کمونیستی-مارکسیستی به سر می برد و در جانب غربی نیز آموزه های لیبرالیستی حکمرانی می کرد انقلاب اسلامی با ارایه مدلی از حکومت برپایه و اساس اسلام ناب الگوهای ساختگی غرب و شرق عالم را به چالش کشاند.

 از منظر قدرت های غربی و شرقی تصور نمی رفت ایران 57 توان و یارای برهم زدن معادلات سیاسی در سطح منطقه ای و جهانی را داشته باشد. چرا که ایران  نه مجهز به سلاح های فوق مدرن و پیشرفته نظامی بود و نه از فناوری های علمی و دفاعی برخوردار بود. کشوری با یک انقلاب نوپا که وضعیت اقتصادی آن به شدت نابسامان و نیازمند یک نظم و ساختار کارآمد و نوین بود تا عقب ماندگی های گذشته اش را که در حکومت های شاهنشاهی و وابسته به غرب و بعضاً شرق رقم خورده بود به نحوی جبران نماید. در سطح منطقه خاورمیانه ایران 57 جایگاهی تاثیرگذار و قابل اعتنا نداشت و قدرت های غربی هم با اشراف و تسلط به خاورمیانه، این منطقه را ملک طلق خود تصور می کردند. بدیهی است که ظهور و قدرت یافتن این انقلاب به مزاج مستکبران و اربابان قدرت علی الخصوص آمریکا خوش نیامد پس با تمام توان به مبارزه با این کودک نوپا آمدند؛

در بعد نظامی عملیات هایی چون کودتای نوژه توسط تعدادی از افسران ارتش، حمله نظامی ارتش امريكا در طبس، بر هم زدن امنيت و وحدت مردم باايجاد آشوب ها و غائله های خیابانی، شهری و قوميتی، ترور شخصیت های سیاسی و ایدئولوگ های انقلاب، تحرکات جاسوسی و ضدامنیتی فراوان، و مهم تر از همه تحميل جنگ هشت ساله که همه قدرت های جهانی در آن به میدان آمدند را سامان دادند؛ بطوریکه در نخستین روز از جنگ تحمیلی، جیمی کارتر رئیس جمهور  وقت آمریکا که خود برپا کننده جنگ بود طی مصاحبه ای گفت؛ «امیدوارم این جنگ مسئولان ایران را بر سر عقل آورد»! و روز بعد، صدام حسین در پایان یک کنفرانس خبری که با حضور خبرنگاران خارجی در یکی از نقاط اشغال شده جنوب کشورمان ترتیب داده بود با غروری احمقانه گفت؛ «کنفرانس خبری بعدی را در تهران تشکیل می دهیم و آن روز خیلی دور نیست»! جنگ احزاب بود که در آن همه مشرکان زمان به مقابله با نظام اسلامی نوپای ایران آمده بودند و شکست جمهوری اسلامی ایران را  قطعی می دانستند.

پس از ناکامی های گسترده نظامی و جنگ سخت، دشمنان انقلاب رو به تهاجم و شبیخون فرهنگی و استفاده از الگوی نبرد نرم آوردند و بعدها در قالب ناتوی فرهنگی با اختصاص میلیاردها دلار اهدافی چون کمرنگ کردن باورهای دینی مردم، تسلط فرهنگی بر آنها و فروپاشی انقلاب اسلامی از درون را دنبال می کردند.

علاوه بر این مبارزات  در راستای اعمال فشار و تضعیف ایران پروژه «طرح تحریم» را در چندین لایه به مرحله اجرا درآوردند، در لایه نخست «تحریم تسلیحاتی» را پیش کشیدند و با تصویب قانونی تحت عنوان «کنترل صدور تسلیحات» کلیه صادرات تجهیزات، تسلیحات و جنگ افزارهای نظامی به ایران ممنوع شد. لایه بعدی این طرح، تحریم های نفتی بود و در حالی که یک سال از عمر انقلاب سپری نمی شد آمریکا که خود را کدخدای جهان می خواند در ادامه سیاست های قیم مآبانه و پدرسالارانه اش در پوشش «قانون گسترش تجارت» واردات نفت از ایران را ممنوع کرد. در بیرونی ترین لایه طرح تحریم ها، در دهه 90 میلادی آمریکایی ها طرح جامع تحریم اقتصادی ایران-مشهور به داماتو- را به تصویب مجلس سنا رساندند و به مرحله اجرا درآوردند. علاوه بر طرح تحریم ها، در همان اوایل انقلاب به موجب فرمان نامشروع و غیرقانونی جیمی کارتر- رئیس جمهور وقت آمریکا- کلیه دارایی های دولت ایران نزد بانک های آمریکایی مسدود شد.

«تحریم سیاسی» نیز در پی تحریم های نفتی و اقتصادی و به عنوان اهرم فشارقوی تر علیه جمهوری اسلامی ایران اجرایی گردید. تلاش برای مخدوش کردن چهره انقلاب اسلامی با فهرست کردن اتهاماتی چون حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر، تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته ای و بمب اتمی، جلوگیری از روند صلح در منطقه خاورمیانه و... هم چنین فشار به دولت ایران از طریق صدور قطعنامه های شورای امنیت؛ از رئوس و سرفصل های بارز فشارهاي سياسي براي انزوای کشورمان برشمرد.

اما اینک پس از سه دهه از تحریم ها، تهدیدات و سایر اقدامات خصمانه آمریکا و متحدانش علیه ملت ایران و انقلاب اسلامی، نه تنها پروژه براندازی یا مهار انقلاب عینیت نیافته و در نطفه خفه گردیده است، بلکه نتیجه ای کاملاً معکوس داشته و عاملی برای رویکرد جدی فرد فرد ایرانیان به سوی خودباوری و اعتماد به نفس ملی شده است. ایران فراتر از پیشرفت های خارق العاده اش در حوزه دفاعی و نظامی و موفقیت در اختراع سلاح های مدرن و فوق مدرن و طراحی و راه اندازی خط تولید موشک های دوربرد در عرصه های علمی و تحقیقاتی نیز حیرت و شگفتی قدرت های پرمدعا را برانگیخته است. کسب موفقیت های چشمگیر در زمینه های علمی از سلول های بنیادین و شبیه سازی گرفته تا دیگر عرصه های نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی، قابلیت تکنولوژیک ایران را به درجه و مرتبه ای رسانده است که در مخیله آمریکایی ها نمی گنجید. دست یافتن به دانش و فناوری هسته ای را می توان شاه بیت این پیشرفت ها و موفقیت ها نامید. البته خط ممتد و بدون وقفه توانمندی های علمی ایران کماکان ادامه دارد و «انگشت بر دهان گزیدن» دشمنان نیز تداوم یافته است. اواخر هفته گذشته و در ایام دهه فجر سی امین سالگرد انقلاب اسلامی، یکی دیگر از پیشرفت های بزرگ علمی ایران رقم خورد تا بالندگی و پویایی انقلاب بار دیگر ثابت شود. ایران بعد از آنکه به کلوپ هسته ای قدرت های بزرگ در فناوری هسته ای راه یافته بود این بار به جمع 8 کشور صاحب فناوری پرتاب ماهواره راه یافت.

اکنون علاوه بر خروج ایران از چنبره نظام سلطه بین الملل و تبدیل شدن به قدرتی جهانی با پشتوانه اسلام ناب، مراحل بعدی نهضت خمینی(ره) که از آنها خبر داده بود آغاز شده است و مقاومت، آزادی خواهی و استقلال طلبی ملت ایران خروش و یورش سایر ملت های  مسلمان علیه قدرت های سلطه گر را نیز در پی داشته است. بدون تردید پیروزی حماس در جنگ غزه و حزب الله در جنگ 33روزه بنا بر اظهارات رهبران و مبارزان جنبش های مقاومت در فلسطین و لبنان ثمره انقلاب اسلامی ایران است. سمیر قنطار که قدیمی ترین مبارز اسیر لبنانی دربند رژیم صهیونیستی است، پیروزی های پی درپی مقاومت را نتیجه رهنمودهای امام خمینی(ره) می داند و می گوید: «مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.» خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس نیز در تهران با اشاره به سیمین سالگرد انقلاب اظهار می کند: «ایران و انقلاب آن به یاری فلسطین شتافت و در این جهت پیروزی را نصیب مقاومت فلسطین کرد. درود و رحمت خدا بر امام خمینی باد که اولویت هستی را حمایت از مردم فلسطین قرار داد.»

امروز ایران اسلامی به عنوان خاستگاه جنبش های آزادی خواه مردمی و مقاومت در برابر ستمگری و اشغال شناخته شده است. تمام متغیرهای سیاسی در سطح منطقه و خیزش های اسلامی، دایرمدار انقلاب اسلامی و برگرفته از الگوی ایدئولوژیک آن در اصرار بر گزینه مقاومت در برابر زورمندان است. اما هنوز تا نابودی کامل مستکبران باطل سرشت و تحقق کامل اسلام ناب محمدی راه باقیست...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:47  توسط   | 

لکه ننگی دیگر

اتحادیه کشورهای اروپایی در هفته ای که گذشت در حرکتی مذبوحانه با حذف نام سازمان مجاهدین خلق (گروهگ منافقین) از لیست گروه های تروریستی بار دیگر ماهیت فریبکارانه و مغرضانه خویش را در برخورد با سازمان های تروریستی و قوانین حقوق بشر، افشا ساخت.

شوراي وزيران امور خارجه اتحاديه اروپايي در اقدامي مغاير با حقوق و موازين بين المللي و تعهدات روشن اين اتحاديه در قبال معاهدات ضد تروريستي بين المللي از جمله قطعنامه 1373 شوراي امنيت سازمان ملل، نام گروهک تروريستي منافقین را که دستش به خون هزاران شهروند بي گناه ايراني و غير ايراني آلوده است، از ليست اروپايي گرو ه هاي تروريستي خارج نمود.

پیرامون این اقدام متناقض با مقررات بین المللی، توجه به چند نکته ضروری است:

1- سازمان منافقین عمده‌ترین تشکل‌ سیاسی در خارج از ایران است که پس از پیروزی انقلاب هدف براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را دنبال می‌کند و برای تحقق خواسته خود از انجام هر اقدام تروریستی ابایی ندارد. بر اساس اسناد بیش از 16هزار نفر از شهروندان ایرانی را به شهادت رسانده و رسماً مسئولیت بسیاری از این اقدامات را بر عهده گرفته است. از جمله مهمترین قربانیان این سازمان می توان به آیت الله سید محمد بهشتی و72 تن از یارانش، محمد علی رجایی و محمد جواد باهنر، آیت الله مدنی، عبدالکریم هاشمی نژاد، آیت الله دستغیب و12 تن از همراهانش، آیت الله صدوقی، اسدالله لاجوردی، سپهبد علی صیاد شیرازی و... اشاره کرد.

2- گروهک تروريستي مذکور تا کنون کمترين تغييري در ايدئولوژي فرقه گرايانه و مبتني بر مشي مسلحانه و خشونت آميز خود نداشته و رهبران و عناصر تروريست آن تغيير رويه نداده اند. به علاوه هيچ گاه رسماً سلاح و شيوه هاي تروريستي را کنار نگذاشته و هرگز منکر اقدامات تروريستي گذشته خود از جمله طيف وسيعي از عمليات تروريستي عليه مردم ايران و عراق با همدستي رژيم صدام نشده است.

3- خارج ساختن نام اين گروهک تروريستي از ليست سياه اتحاديه که منفور ملت هاي ايران و عراق بوده و کمترين پايگاهي در اين دو کشور ندارد، آن هم مقارن ايامي که جهانيان از برخوردهاي مغرضانه، دو گانه و ابزاري اتحاديه اروپايي و موضع گيري هاي جانبدارانه آن از تروريسم دولتي رژيم اشغالگر قدس و سکوت و انفعال اروپا در قبال قتل عام ددمنشانه کودکان و زنان و مردان بي دفاع غزه به خشم آمده اند، مؤيد عدم صداقت و عدم جديت اتحاديه اروپا در مبارزه با تروريسم است. این در حالیست که بسياري از گروه هاي مقاومت اسلامي مانند حماس وحزب الله به اتهام مبارزه با جنايات رژيم صهيونيستي، از سوي كشورهاي اروپايي تروريست خوانده مي شوند.

4- خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در توجیه این اقدام سياسي و غيرقابل قبول اتحاديه اروپايي می گوید: ما امروز تنها از قطعنامه دادگاههاي اروپايي تبعيت كرديم. در حاليکه پرونده هاي متعددي عليه فعاليت هاي غير قانوني اين گروهک شامل جمع آوري پول با هدف تأمين مالي اقدامات تروريستي، پولشويي، برنامه ريزي، طراحي و ارتکاب عمليات تروريستي توسط عناصر و عوامل آن در دادگاه هاي اروپايي از جمله فرانسه مفتوح مي باشد.

5- شش ماه قبل دولت عراق طي اولتيماتومي به گروهک تروريستي منافقين که مقر آنها اردوگاه اشرف در نزديکي بغداد است، اعلام کرد که طبق قانون اساسي عراق، سازمان مجاهدين خلق گروهکي تروريستي است و شش ماه مهلت دارد که خاک عراق را ترک کند و به کشور ديگري پناه ببرد و مردم عراق نيز حق هيچ گونه معالمه يا رابطه اي با اين افراد ندارند. اخيراً با پایان یافتن اولتیماتوم، مهلتي ده روزه از جانب دولت عراق به اعضاي گروهك منافقين داده شد تا كشور جديدي را براي خود انتخاب كنند،  جمهوري اسلامي ايران نیز پذيرفت تا افرادي كه جنايتي عليه ايران مرتكب نشده و تنها اغفال شده اند به كشور بازگردند. و البته افرادي كه تروريست بودن آنها به اثبات رسيده و جناياتي عليه ايران را داشته‌اند، تحويل داده شوند و به جنايات آنها در دادگاه رسيدگي و محاكمه شوند. اما طرح این موضوع در این زمان از جانب اتحادیه اروپا جای هیچ شکی باقی نمی گذارد که اين اقدام معامله‌اي براي بيرون كشاندن اعضاي سازمان مجاهدين از عراق و اعمال فشار بر ایران که با روی کار آمدن دولت نهم هیچ گاه از مواضع انقلابی و حقوق مسلم خود پایین نیامده، بوده است.

بر این اساس باید به این نکته توجه کرد که این نوع رأی ها نه تنها پرونده سیاه منافقان تروریست را پاک نخواهد کرد، بلکه تناقض رفتار و گفتار اتحادیه اروپا در نقض قوانین حقوق بشر را بیش از پیش عیان خواهد ساخت و سبب می شود اتحادیه اروپا نیز مانند آمریکا بیش از پیش در نزد جوانان ایرانی منفور باشد. و مردم ایران دیگر هیچ گونه مشروعیت و صلاحیتی برای این اتحادیه در زمینه مبارزه با تروریسم قائل نخواهند بود. 

به امید نابودی تروریسم جهانی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 19:12  توسط   | 

ان الباطل کان زهوقا

بار دیگر سنت الهی محقق شد و جمع به ظاهر قلیل حق بر لشگر به ظاهر کثیر باطل غلبه یافت.

غزه صحنه مقابله تمامی اسلام با تمامی کفر بود. اسلامی که مظلومین غزه و یاران آنها که مسلمانان واقعی و آزادگانند، در زمره آن بودند. وکفری که ظالمان وحشی اشغالگر و حامیانش که مستکبران و منافقانند، در صف آن بودند. نه بوش مسیحی است، نه اولمرت یهودی است و نه حسنی مبارک و ملک عبدالله مسلمانند. جنگ غزه جنگ احزاب بود، اما باز هم پیروزی از آن مومنان شد و همانطور که مقام معظم رهبری 10 روز پیش از پایان جنگ فرمودند: « این حوادث در نهایت به طور قطع به پیروزی حق بر باطل خواهد انجامید»، رژیم غاصب و جنایت کار صهیونیستی شکستی دیگر را پذیرفت. این اتفاق در حالی  به وقوع پیوست که اسراییل بنا به محاسبات خود پیش از جنگ تمام شرایط و زمینه های لازم برای پیروزی را دارا بود:

1- نوار 350کیلومتر مربعی غزه 18 ماه در محاصره کامل اسرائیل و دولت خودفروخته و تحقیرشده مصر قرار داشت. این محاصره که حکایت از بروز فاجعه انسانی بر اثرگرسنگی و بی دارویی مردم داشت، بحرانی ترین شرایط را برای مظلومین غزه رقم زده بود.

2- پس از شکست رژیم صهیونیستی در جنگ 33 روزه لبنان و تشکیل کمیته وینوگراد -که رسماً با عنوان بررسی علل شکست اسراییل در جنگ 33 روزه تشکیل شد و در گزارش نهایی خود به این شکست اعتراف کرد- نظامیان رژیم صهیونیستی در مانورهای فراوانی شرکت جسته ضعف های جنگ 33 روزه را برطرف کرده و آموزش های پیچیده ای دیده بودند. هم چنین طی سال های متمادی و مخصوصاً از سال 2005 به بعد دستگاه اطلاعاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی این منطقه کم وسعت و فاقد موانع جغرافیایی-نظیر پستی و بلندی های طبیعی- را زیر نگاه خود داشتند و آنگونه که فرماندهان نظامی اسراییل ادعا می کردند؛ حرکت هیچ جنبنده ای بیرون از رصد پیوسته مأموران و تجهیزات فوق مدرن اسرائیل نبوده و بانک اطلاعاتی کاملی از این باریکه در اختیار رژیم صهیونیستی بود. علاوه بر این در حمله به غزه، برخلاف حمله به لبنان، کار کشته ترین ژنرال های اسرائیلی فرماندهی را برعهده داشتند.

3- صهیونیست ها از مدت ها قبل حمایت سه اسلامی –بخوانید اسراییلی- را همراه داشتند؛ جلسه سری ملک عبدالله و سعودالفیصل با تزیپی لیونی و شیمون پرز در حاشیه نشست ادیان(!) در نیویورک –که دو ماه قبل با هدف رسمیت دادن به اسراییل و سرپوش نهادن بر این جلسه سری تشکیل شد،- و هم چنین دیدار لیونی با حسنی مبارک در مصر دو روز قبل از آغاز حمله، به طور کامل زمینه را برای آغاز این جنایت و به گمان باطل صهیونیست ها، پیروزی حتمی آنان را در این جنگ نابرابر مهیا ساخته بود.

اما بار دیگر حماسه مقاومت عاشورایی، قدرت ایمان و شهادت طلبی، یقین و امیدواری مردم قهرمان غزه و دولت حماس، محاسبات رژیم خونخوار اسراییل را بر هم زد و شکست و خفتی دیگر را دامن گیر ظالمان صهیونیست نمود. به طوری که به اعتراف خود آنان، اسراییل به هیچ یک از اهدافی که قبل از شروع جنگ و در حین آن مطرح کرده بود نرسید و ناچار  به اعلام یک طرفه آتش بس شد. صهیونیست ها هم زمان با احساس شکست و برای سرپوش نهادن بر این رسوایی عظیم، به تدریج و به صورت پلکانی از اهدافی که اعلام کرده بودند، عقب نشینی کردند:

1-اسراییل در ابتدا هدف اصلی خود از جنگ را محو کامل حماس و نابودی هر گونه مقاومت در منطقه عنوان کرد که نه تنها به آن دست نیافت، بلکه دولت حماس بیش از پیش در سطح افکار عمومی جهان به عنوان دولت مردمی و قانونی فلسطین مطرح شد و با نپذیرفتن آتش بس بر ادامه مقاومت تا آزادی کامل فلسطین اشغالی تأکید دارد.

2-با گذشت چند روز از شروع حملات و مشاهده اولین نشانه های شکست، رژیم صهیونیستی هدف از حمله به غزه را پیشگیری از شلیک موشک های حماس و ایجاد امنیت برای مراکز نظامی اسراییل و شهرک های صهیونیست نشین اعلام کرد و جرج بوش نیز در مصاحبه ای بر این نکته تأکید داشت. با این حال حماس به شلیک موشک هایی با برد بیش از 50 کیلومتر، مقابله نظامی و مقاومت ادامه می داد.

3-ادامه مقاومت از یک سو و ناتوانی رسوایی برانگیز نظامیان اسرائیلی از سوی دیگر، رژیم صهیونیستی را به عقب نشینی بعدی واداشت و تزیپی لیونی وزیر امورخارجه اسرائیل اعلام کرد هدف از حمله به غزه، تضعیف حماس بوده است!! این پله از عقب نشینی هم نتوانست شکست قطعی اسرائیل را از نگاه همگان مخفی کند چرا که ایستادگی و مقاومت حماس حمایت مردم غزه از آن علی رغم تحمل شهادت ها و زخمی شدن ها، روز به روز بر قدرت و اعتبارش افزود و در افکار عمومی جهان به عنوان یک قهرمان مطرح گشت و در مقابل کشتار1330نفر که در این شهدا 437 کودک مظلوم و110زن بی دفاع وجود دارند، استفاده از سلاح های فسفری، شیمیایی و اورانیوم ضعیف شده، به نمایش گذاشتن کلکسیونی از جرایم بین المللی و نقض قوانین حقوق بشر -که البته نه از سر قدرت بلکه از روی ناتوانی و خواری مفرط بود-  بیش از گذشته از اعتبار و آبروی این رژیم غیر قانونی و غاصب کاست. به طوریکه امروز در نقاط مختلف جهان به عنوان جنایتکار جنگی شناخته می شود و بسیاری از ملت ها و نهاد های بین المللی خواستار محاکمه و نابودی آن هستند.

سرانجام رژیم اشغالگر قدس در حالی که به هیچ یک از اهداف بارها کاهش داده خود نرسیده بود، آتش بس یکطرفه اعلام کرد! در حالیکه حماس هم چنان به مقاومت ادامه می دهد. و این یعنی شکست قطعی در جنگ 22 روزه بعد از شکست مفتضحانه قبلی در جنگ 33 روزه و برگ زرین - اگرچه خونین- دیگری از پیروزی اسلام بر کفر جهانی و غلبه حق بر باطل...

اکنون شمارش معکوس تا محو کامل رژیم اشغالگر قدس آغاز شده است. حال که این رژیم در بعد نظامی با شکست مواجه شده و ضربه ای کاری بر پیکره اش وارد آمده است، وظیفه ملت ها و دولت های کشورهای جهان علی الخصوص دنیای اسلام برداشتن قدم نهایی برای نابودی کامل اسراییل یعنی مبارزه همه جانبه در دو جبهه سیاسی و اقتصادی با این رژیم غاصب است؛ و این یعنی اولاً قطع روابط سیاسی و دیپلماتیک با اسراییل، و ثانیاً تحریم شرکت های حامی صهیونیست که متأسفانه در کشور ما نیز تعدادی از این شرکت ها وجود دارند و علی رغم فتوای مقام معظم رهبری مبنی بر جایز نبودن فعالیت و استفاده از کالاهای این شرکت ها و هم چنین تصویب لایحه ای دیگر توسط هیئت دولت جهت تعطیلی آنها، به فعالیت خود ادامه می دهند. و از آن جمله است شرکت « نستله قزوین» که مانند لکه ننگی بر چهره استان ما سنگینی می کند. و هم چنان با وجود اعتراض های گسترده طلاب، دانشجویان و عموم مردم قزوین پابرجاست. ماخواستار تعطیلی هر چه سریعتر شرکت نستله و دیگر شرکت های وابسته به رژیم صهیونیستی در کل کشور هستیم.

به امید نابودی غاصبان و آزادی قدس شریف     

                                                                                                      

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 18:53  توسط   | 

ان الباطل کان زهوقا

یا حسین! ای مولا!

با خود فکر می کردم

که تو کیستی

که چون نامت می آید، بی اختیار

آزادکی دنیا گریز، عزتمداری ذلت ستیز و مردانگی هوس ریز

شمشیر تیز می کند و بر جان ننگین پستان خیز بر می دارد...

تو کیستی

که امروز هنوز از پس دیروز

نهضتت رنگ کهنگی نمی گیرد

بل گذشت سالیان و قرن ها آن را جلا می بخشد...

تو کیستی

که تنها با اندک یارانت

رعشه بر عالم امکان زدی

و خیل توحیدیان را علیه ظالمان شوراندی...

 

بی شک راست آنکه دانسته باید؛

که اکنون نیز بسیارند یزیدیان، شمریان و عبیداللهیان،

بسیارند آنان که نام اسلام یدک می کشند اما از کفار و منافقانند،

آنان که چکیدن خون از رگ هم خون و هم سایه می بینند و دم بر نمی آورند،

وسنگین تر آنکه خود از حامیان و بانیان جنایتند.

و ای کاش به فرمو ده ات مولا

تنها آزاده بودند...

گزیر آنکه پذیرفته باید؛

که هستند آنان که چون معاویه ها، وعمروعاص ها و عمرسعدها

بندگی زر و زور و تذویر می کنند،

روی همین زمین و در محضر خدا فساد می گسترند،

حق و باطل به هم می آمیزند،

هر که را بخواهند تطمیع می نمایند،

و بر حزب تاریک شیطان می افزایند...

پس قطع آنست که به حق گفته آید؛

که ای حق گرایان

تنها اراده و عزمی حسینی است

که توانگرست بر رسوایی و نابودی طاغوتیان

و تا پایان این راه نباید نشست.

که فردا فرزند او نیز

با پرچم یا حسین بر نامردمان پست روزگار می تازد،

و بطلان باطلان رقم می زند...

که «ان الباطل کان زهوقا»... .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم بهمن 1387ساعت 11:58  توسط   | 

الیوم اکملت لکم دینکم

چون علی امام است    

              دین تو تمام است

قرآن خدا قلب           

           آن پیر همام است

در خیل جوانمردان      

               استاد مرام است

جبریل امین او را   

          کمترین غلام است

از جانب چاه ای دل  

            این گونه پیام است

جز من چه کسی داند

         کو را چه کلام است

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 16:26  توسط   | 

ما چو ناییم و نوا در ما ز تو

خدایا!

بسیار گفته ام و بسیار شنیده اند...

لیک بسیار از آن بسیار برای خویش بوده،

و اندک از آن برای تو.

آن بسیار از بسیار که هرز بوده و بی اثر،

گویی اصلاً نگفته ام و نشنیده اند.

و آن اندک از بسیار را نیز تو گفتی و من وسیله،

پس من هیچ نگفته ام.

هستا!

هر چه هستی تو،

و هر چه نیستی من.

چون توام هستم،

چون منم نیستم.

با من باش تا هست شوم،

و تو گردم.

ای هست کننده ی نیستان... .

 ع.ک

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 23:58  توسط   | 

گردان کردان ها

كجايند آنان كه كردان هاي سر به مهر را دريابند؟

انتخاب شخصي چون علي كردان براي تصدي وزارت كشور با مدرك دكتراي جعلي رسوايي اي  بود كه ناخواسته گريبان دولت را گرفت و هم چون گذشته بسياري از فرصت طلبان توانستند از اين ماجرا نهايت استفاده را برده و با يافتن دستاويزي براي تخريب، بسياري از كارهاي دولت را تحت الشعاع قرار دهند و هر چه بيشتر به فضايي كه مقام معظم رهبري آن را بي بند و باري و تخريب در بيان انتقاد و هوچي گري مطبوعاتي ناميده اند، دامن بزنند.

البته در اين ميان از كنار بي تفاوتي هاي شخص رييس جمهور نيز به سادگي نمي توان گذشت. بي تفاوتي هايي كه در داستان آقاي مشايي نيز مشابه آن را به ياد داريم؛ آن جا كه انواع و اقسام انتقادات صحيح و يا مغرضانه از جانب اشخاص و گروه هاي مختلف حتي برخي مراجع تقليد صورت گرفت وبي تفاوتي آقاي احمدي نژاد نيز به ملتهب شدن هرچه بيشتر فضا دامن زد. تا جايي كه سر انجام با موضع گيري مقام معظم رهبري در نماز جمعه اين داستان خاتمه يافت.

اما ماجراي كردان شايد بيش از آن كه براي دولت رسوايي محسوب شود، خانه ملت را به استهزا مي كشاند؛ چرا كه مجلس شوراي اسلامي كه بالاترين نهاد نظارتي كشور به شمار مي رود، چگونه بدون آگاهي و حصول اطمينان از سوابق و مدارك شخصي كه قرار است پستي حياتي چون وزارت كشور را به عهده بگيرد، به او رأي اعتماد مي دهد؟ سؤال مهم تر آن كه چنين شخصي چگونه سال هاي متمادي در مناسب حكومتي حضور داشته، در سري ترين جلسات سياسي برخي گروه ها شركت مي كرده و حتي معاونت خود دكتر لاريجاني رييس مجلس را بر عهده داشته است، تا كنون سر مدرك دكتراي جعليش فاش نشده است؟!

در واقع مي توان گفت در جلسه استيضاح كردان مجلس با تصويب عدم صلاحيت او برا ي ادامه كار، عدم كفايت خود در برخي موارد را نيز تصويب كرد. البته شايد انتظاري بيش از اين نيز نرود چرا كه در همان مجلس كساني يافت مي شوند كه با مدرك هايي از اين دست روزگار مي گذرانند. كساني كه نمايندگي مجلسشان را كرده اند و بدون هيچ هزينه اي و با صرف كمترين زمان دكترايشان را از دانشگاه هاي غير دولتي داخلي(دانشگاه آزاد) گرفته اند و يا در همين نزديكي خودمان افرادي بودند كه با آن مدرك هاي دكتراي كذايي از دانشگاه هاي مجهول الهويه خارج از كشور(دانشگاه هاوایی) وارد خانه ملت شده اند. جالب اين جاست كه اين قضيه به يك نهاد و يك قوه خاص محدود نمي شود و اين ويروس در كشور ما ريشه دوانده است و محدود به زمان حال نمي شود؛ آقاي وزير دولت پيش در ابتداي وزارت مهندس بودند و دو سال از تصدي پستشان نمي گذشت كه دكتر خوانده مي شدند! يكي نيست بگويد آقا ما كه شغلمان دانشجوييست نمي توانيم دو ساله كه هيچ، چهار ساله هم ليسانسش را تمام كنيم شما چگونه دو ساله ارشد و دكترا را خوانده ايد و در عين حال يكي از وزارت خانه هاي كليدي كشور را به عهده داشته ايد؟ ما مي توانيم از اين حيث به خود بباليم كه سطح علمي ما به قدري بالا رفته كه نوابغ ما در اين كشور به طور جهشي از ديپلم و ليسانس به كسب مدرك دكترا نائل مي آيند و به سرعت نيز جذب بازار كار خصوصاً مناصب ارشد دولتي، مجلس و قوه قضائيه مي شوند و آب از آب هم تكان نمي خورد .

اكنون كه كردان در مجلس استيضاح شده و اين جرثومه پايان يافته است بايد گفت: «كجايند آنان كه كردان هاي سر به مهر را در يابند.»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 23:34  توسط   | 

کوچه چراغ برق، بن بست دوم

وقتی از هیئت میای بیرون، تو بازار وزیر قدم می زنی می رسی کنار در مسجد النبی، از زیر طاقیا رد می شی،

خط سایه ی مهتاب از لبه قوس رد می شه، می ره بالا می خوره به نوک مأذنه، می ره تا جایی که نمی دونی.

آسمون لاجوردی تیره ی پر چراغ، همه ستاره ها پیدانو نور مأذنه وسط چراغا خودنمایی می کنه.

هوا لطیف،

بوی اسفند و کربلا،

صدای رکاب دوچرخه ی پیر که از کنارت رد می شه.

شام نذری می دهند...

شام و خرما وچایی،

مأذنه، من، مهتاب.

                                 فقط خالق باش. 

                                      ع.ک

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 1:32  توسط   | 

پیش پای پاییز

چه زود دوباره خزان شد...

موسم عریانی خلق،

موسم غم های گران،

قد هستی کمان شد...

به چه می نازی؟

آنچه از زیباییش می فروختی فخر،

زیر پای عابران شد...

چه بسیار کاغذ از دردم کبود،

و قلم هایی که اشکشان روان شد...

بسیار فریاد در دل داشتم،

چون برآوردم گشت فراموش...

آن فریادها که تا برآوردم گفتند:

                                   خاموش...

                                           عبد کمینه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 8:8  توسط   | 

مظلوم اول

به نام خدای مظلوم اول

چه زیبا بود تنهاییش...

او بود و معبود

او همان بود که از بودن نیاسود

او علی بود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 19:5  توسط   |