راه باقیست...
به قطع هرگاه قرار سخن بر انقلاب اسلامی ایران باشد باید از حضور و رهبری مردی سخن گفت که بواسطه اجهاد درون و اعتماد به نفس بر خاسته از ایمان، به نقطه ای رسیده بود که به پیروزی نهضتش در جهان برون یقین داشت و در ابتدای راه، پایان ان را به وضوح می دید. او می گفت: «تصور نکنید که مبارزه ما یک سال و دو سال و سه سال طول می کشد، این مبارزه چند دهه ادامه خواهد داشت... مبارزه ما محدود به جلوگیری از تصویب یک قانون، تغییر یک وزیر و یا تغییر یک دولت نیست، مبارزه ما برای فراهم آوردن زمینه ظهور حضرت بقیه الله-ارواحنا له الفداء- است. از هم اکنون به شما بگویم نهضت ما سه مرحله در پیش دارد. مرحله اول، اسلامی کردن ایران است. بعد از نجات کشورمان، از آن به عنوان یک پایگاه برای نجات سایر کشورهای مسلمان استفاده می کنیم و این، یعنی اسلامی شدن بقیه کشورهای مسلمان، مرحله دوم نهضت ماست. و مرحله سوم این مبارزه، گسترش الگوی حکومتی اسلام به همه جهان است. در این مرحله و هنگامی که همه ملت ها با الگوی عدالت گستر و خداجوی اسلام ناب آشنا شدند می توانیم به حضرت بقیه الله عرض کنیم که جهان منتظر شماست».
خمینی(ره) با این نگاه راه را آغاز کرد و در بهمن 57 به پشتوانه ملت پرچم پیروزی اسلام ناب محمدی را در ایران برافراشت. این اتفاق در حالی رخ داد که جهان در یک نظام دوقطبی از تفکرات باطل تعریف شده بود و بخش قابل توجهی از شرق تحت سیطره تفکر و نگرش کمونیستی-مارکسیستی به سر می برد و در جانب غربی نیز آموزه های لیبرالیستی حکمرانی می کرد انقلاب اسلامی با ارایه مدلی از حکومت برپایه و اساس اسلام ناب الگوهای ساختگی غرب و شرق عالم را به چالش کشاند.
از منظر قدرت های غربی و شرقی تصور نمی رفت ایران 57 توان و یارای برهم زدن معادلات سیاسی در سطح منطقه ای و جهانی را داشته باشد. چرا که ایران نه مجهز به سلاح های فوق مدرن و پیشرفته نظامی بود و نه از فناوری های علمی و دفاعی برخوردار بود. کشوری با یک انقلاب نوپا که وضعیت اقتصادی آن به شدت نابسامان و نیازمند یک نظم و ساختار کارآمد و نوین بود تا عقب ماندگی های گذشته اش را که در حکومت های شاهنشاهی و وابسته به غرب و بعضاً شرق رقم خورده بود به نحوی جبران نماید. در سطح منطقه خاورمیانه ایران 57 جایگاهی تاثیرگذار و قابل اعتنا نداشت و قدرت های غربی هم با اشراف و تسلط به خاورمیانه، این منطقه را ملک طلق خود تصور می کردند. بدیهی است که ظهور و قدرت یافتن این انقلاب به مزاج مستکبران و اربابان قدرت علی الخصوص آمریکا خوش نیامد پس با تمام توان به مبارزه با این کودک نوپا آمدند؛
در بعد نظامی عملیات هایی چون کودتای نوژه توسط تعدادی از افسران ارتش، حمله نظامی ارتش امريكا در طبس، بر هم زدن امنيت و وحدت مردم باايجاد آشوب ها و غائله های خیابانی، شهری و قوميتی، ترور شخصیت های سیاسی و ایدئولوگ های انقلاب، تحرکات جاسوسی و ضدامنیتی فراوان، و مهم تر از همه تحميل جنگ هشت ساله که همه قدرت های جهانی در آن به میدان آمدند را سامان دادند؛ بطوریکه در نخستین روز از جنگ تحمیلی، جیمی کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا که خود برپا کننده جنگ بود طی مصاحبه ای گفت؛ «امیدوارم این جنگ مسئولان ایران را بر سر عقل آورد»! و روز بعد، صدام حسین در پایان یک کنفرانس خبری که با حضور خبرنگاران خارجی در یکی از نقاط اشغال شده جنوب کشورمان ترتیب داده بود با غروری احمقانه گفت؛ «کنفرانس خبری بعدی را در تهران تشکیل می دهیم و آن روز خیلی دور نیست»! جنگ احزاب بود که در آن همه مشرکان زمان به مقابله با نظام اسلامی نوپای ایران آمده بودند و شکست جمهوری اسلامی ایران را قطعی می دانستند.
پس از ناکامی های گسترده نظامی و جنگ سخت، دشمنان انقلاب رو به تهاجم و شبیخون فرهنگی و استفاده از الگوی نبرد نرم آوردند و بعدها در قالب ناتوی فرهنگی با اختصاص میلیاردها دلار اهدافی چون کمرنگ کردن باورهای دینی مردم، تسلط فرهنگی بر آنها و فروپاشی انقلاب اسلامی از درون را دنبال می کردند.
علاوه بر این مبارزات در راستای اعمال فشار و تضعیف ایران پروژه «طرح تحریم» را در چندین لایه به مرحله اجرا درآوردند، در لایه نخست «تحریم تسلیحاتی» را پیش کشیدند و با تصویب قانونی تحت عنوان «کنترل صدور تسلیحات» کلیه صادرات تجهیزات، تسلیحات و جنگ افزارهای نظامی به ایران ممنوع شد. لایه بعدی این طرح، تحریم های نفتی بود و در حالی که یک سال از عمر انقلاب سپری نمی شد آمریکا که خود را کدخدای جهان می خواند در ادامه سیاست های قیم مآبانه و پدرسالارانه اش در پوشش «قانون گسترش تجارت» واردات نفت از ایران را ممنوع کرد. در بیرونی ترین لایه طرح تحریم ها، در دهه 90 میلادی آمریکایی ها طرح جامع تحریم اقتصادی ایران-مشهور به داماتو- را به تصویب مجلس سنا رساندند و به مرحله اجرا درآوردند. علاوه بر طرح تحریم ها، در همان اوایل انقلاب به موجب فرمان نامشروع و غیرقانونی جیمی کارتر- رئیس جمهور وقت آمریکا- کلیه دارایی های دولت ایران نزد بانک های آمریکایی مسدود شد.
«تحریم سیاسی» نیز در پی تحریم های نفتی و اقتصادی و به عنوان اهرم فشارقوی تر علیه جمهوری اسلامی ایران اجرایی گردید. تلاش برای مخدوش کردن چهره انقلاب اسلامی با فهرست کردن اتهاماتی چون حمایت از تروریسم، نقض حقوق بشر، تلاش برای دستیابی به تسلیحات هسته ای و بمب اتمی، جلوگیری از روند صلح در منطقه خاورمیانه و... هم چنین فشار به دولت ایران از طریق صدور قطعنامه های شورای امنیت؛ از رئوس و سرفصل های بارز فشارهاي سياسي براي انزوای کشورمان برشمرد.
اما اینک پس از سه دهه از تحریم ها، تهدیدات و سایر اقدامات خصمانه آمریکا و متحدانش علیه ملت ایران و انقلاب اسلامی، نه تنها پروژه براندازی یا مهار انقلاب عینیت نیافته و در نطفه خفه گردیده است، بلکه نتیجه ای کاملاً معکوس داشته و عاملی برای رویکرد جدی فرد فرد ایرانیان به سوی خودباوری و اعتماد به نفس ملی شده است. ایران فراتر از پیشرفت های خارق العاده اش در حوزه دفاعی و نظامی و موفقیت در اختراع سلاح های مدرن و فوق مدرن و طراحی و راه اندازی خط تولید موشک های دوربرد در عرصه های علمی و تحقیقاتی نیز حیرت و شگفتی قدرت های پرمدعا را برانگیخته است. کسب موفقیت های چشمگیر در زمینه های علمی از سلول های بنیادین و شبیه سازی گرفته تا دیگر عرصه های نانو تکنولوژی و بیوتکنولوژی، قابلیت تکنولوژیک ایران را به درجه و مرتبه ای رسانده است که در مخیله آمریکایی ها نمی گنجید. دست یافتن به دانش و فناوری هسته ای را می توان شاه بیت این پیشرفت ها و موفقیت ها نامید. البته خط ممتد و بدون وقفه توانمندی های علمی ایران کماکان ادامه دارد و «انگشت بر دهان گزیدن» دشمنان نیز تداوم یافته است. اواخر هفته گذشته و در ایام دهه فجر سی امین سالگرد انقلاب اسلامی، یکی دیگر از پیشرفت های بزرگ علمی ایران رقم خورد تا بالندگی و پویایی انقلاب بار دیگر ثابت شود. ایران بعد از آنکه به کلوپ هسته ای قدرت های بزرگ در فناوری هسته ای راه یافته بود این بار به جمع 8 کشور صاحب فناوری پرتاب ماهواره راه یافت.
اکنون علاوه بر خروج ایران از چنبره نظام سلطه بین الملل و تبدیل شدن به قدرتی جهانی با پشتوانه اسلام ناب، مراحل بعدی نهضت خمینی(ره) که از آنها خبر داده بود آغاز شده است و مقاومت، آزادی خواهی و استقلال طلبی ملت ایران خروش و یورش سایر ملت های مسلمان علیه قدرت های سلطه گر را نیز در پی داشته است. بدون تردید پیروزی حماس در جنگ غزه و حزب الله در جنگ 33روزه بنا بر اظهارات رهبران و مبارزان جنبش های مقاومت در فلسطین و لبنان ثمره انقلاب اسلامی ایران است. سمیر قنطار که قدیمی ترین مبارز اسیر لبنانی دربند رژیم صهیونیستی است، پیروزی های پی درپی مقاومت را نتیجه رهنمودهای امام خمینی(ره) می داند و می گوید: «مقاومت اسلامی در لبنان و فلسطین با الگو گرفتن از انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید.» خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی حماس نیز در تهران با اشاره به سیمین سالگرد انقلاب اظهار می کند: «ایران و انقلاب آن به یاری فلسطین شتافت و در این جهت پیروزی را نصیب مقاومت فلسطین کرد. درود و رحمت خدا بر امام خمینی باد که اولویت هستی را حمایت از مردم فلسطین قرار داد.»
امروز ایران اسلامی به عنوان خاستگاه جنبش های آزادی خواه مردمی و مقاومت در برابر ستمگری و اشغال شناخته شده است. تمام متغیرهای سیاسی در سطح منطقه و خیزش های اسلامی، دایرمدار انقلاب اسلامی و برگرفته از الگوی ایدئولوژیک آن در اصرار بر گزینه مقاومت در برابر زورمندان است. اما هنوز تا نابودی کامل مستکبران باطل سرشت و تحقق کامل اسلام ناب محمدی راه باقیست...